عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
215
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
ديگران بلديّت ندارند . و به همين جهت رسم است ايالت كرمان از اهالى شهر هركس شرير و مقصر باشد كه حكم قتل در آن جارى نشود و مستوجب نسق هم نباشد و بخواهند بىزحمت مستحفظ و كند و زنجير چندى محبوس باشند او را به قلعهء نصرتآباد مىفرستند تا موعد حبسش منقضى و مرخص شود و به اتفاق بلد عودت كند . و الّا خود آن به تنهائى مشكل بتواند فرار كند مگر خيلى بهندرت . اسامى ايلات كه در نقاط خاك سرحدّ مرتع و ييلاق و قشلاق دارند به قرار تفصيل است : تمندانى محمّدانى عمر زهى كى هرازهى برهان زهى طايفه بامرى سرحدى شاهولى بر سرحدى موسى زهى بولاق زهى ريگى مير بلوچ زهى محمود زهى غمشاد زهى 4 سمّكى يار احمد زهى سهراب زهى اسمعيل زهى 5 موسى زهى سورى زهى هاشم زهى شنبه زهى و از طوايف سيستانى و افغانى هم در خاك سرحدّ بهطور ندرت مسكن و مرتع دارند . راههاى گشت 369 از گشت كه ابتداى خط طولى سرحدّ است و جزو جمعى سبّ دو خط جدا شده يكى بهطرف جنوب شرقى سير مىكند و به دزّك مىرود و از اواسط اين جادّه نيز خطى جدا شده و به جنوب حقيقى سير مىكند و به سبّ مىرود . ديگرى خطى است به حوالى شرق و به جالق مىرود و بدوا چون خط اخير كوتاه و نزديكتر است شرح آن را ذكر [ مىكنيم ] و بعد از آن به خط جنوبى